——-*——-
این یه تار موی تو هست که به دنیا نمیدم
حتی اون شپش وسطشو !
.
.
.
شنیدی طلا گرون شده ؟؟؟؟؟
پس خیلی مواظب خودت باش
.
.
.
.
تو در من آن تب گرمی که آبم میکند کم کم
نگاهت همچو مستی ها خرابم میکند کم کم
منم آن کهنه دیواری ، به جا از قلعه های سنگ
که باد و آفتاب آخر خرابم میکند کم کم
.
.
.
.
یه آسمون محبت
یه کوله بار صداقت
یه دشت پر ستاره
پر از گل هاى لاله
براى قلب پاکت
هدیه به روى ماهت
.
.
.
.
هر که را روی خوش و موی نکوست
زنده و مرده من دیوانه ی اوست
.
.
.
.
ای یادت فکر من
عشقت در قلب من
کلامت در ذهن من
و عطر و بوی تو در میان خاطرات من
.
.
.
.
اعتبار دوستی شما رو به اتمام است
برای شارژ مجدد ٬ یک بووووووس بفرستید
همراه اول و آخر !!!
.
.
.
.
بهشت این دنیا ، عشق است و وفاداری
.
.
.
.
تو هر چه دلت خواستی گفتی ، ولی من فقط بی صدا گریه کردم
.
.
.
.
طبق گزارش هوا شناسی : دل ما با نفوذ بادهای خاطره انگیز ، بدجوری هواتو کرده
.
.
.
.
گلی گم کرده ام در باغ هستی
خودت رو گم نکن هرجا که هستی
.
.
.
.
می مونم یه همنفس برای تو
می ریزم زندگیمو به پای تو
میخونم از عشق بی مثال تو
نمیشه غافل باشم از حال تو
.
.
.
.
نه ! گریه نمیکنم
یک چیزی رفته توی چشم
فکر کنم یک خاطره است
.
.
.
.
روزها ماه ها و سال ها می گذرند
و شاید هیچ چیز عوض نشود
جز من که بیش از پیش عاشق گشته ام
.
.
.
.
نه از تو میشه دلبرید نه با تو میشه دلسپرد
نه میشه عاشق تو موند نه فارغ از تو میشه بود
.
.
.
.
در هوایم هوسی نیست بجز دیدن تو
تو گل یاسی و من تشنه بوییدن تو
.
.
.
.
سیب من
بازی را باز
بردی با ناز
من به تو می بازم
من به تو می نازم
.
.
.
.
عشق از ازل است و تا ابد خواهد بود / جوینده ی عشق بی عدد خواهد بود
فردا که قیامت آشکارا گردد / هرکس که نه عاشق است رد خواهد بود . . .
.
.
.
دلم را ساده گیر آورده ای
تو نه مستاجر، اسیر آورده ای
تو تمام رهن قلبت پیش پیش است
نگو بازم که دیر آورده ای !
دل تنگیهامو بردار پیش خودت نگهدار
وقتی که تنها شدی منو به یادت بیار
.
.
.
.
وقت دل تنگ میشم پشت در قلبت هی در می زنم
پس هر وقت قلبت میزنه بدون دلم برات تنگ شده
.
.
.
.
دلم !!!!!!!!!
درد میکنه ؟
نه !
میپیچه ؟
نه !
میسوزه ؟
نه !
پس چی ؟
دلم برات تنگ شده
شنیدم قصابئ محلتونو دزد برده اس دادم ببینم جــیگــ ـر منو نبردن
.
.
.
من بی بهانه و هوسی عاشقت شدم !
با هر تپیدن و نفسی عاشقت شدم !
حالا من و خیال تو هر شب نشسته ایم
یک شهر شاهدند بسی عاشقت شدم!
.
.
.
هر چند که نیستی به یادت هستم
من چشم به ره در انتظارت هستم
من بی تو وجود خویش را نشناسم
چون آینه محتاج نگاهت هستم
.
.
.
چه خوشبختم من
که دستان من
بوی تو می دهد هنوز…!!
.
.
.
آیینه های اتاق به شوق در آغوش کشیدن تو قد کشیده اند،
حق دارند !
که تصویر من ِ بی تو را هر بار پیرتر از پیش به رُخم می کشند…
.
.
.
بعضی ها از دور میدرخشند!
نزدیک که میشوی
یک تکه شیشه ی شکسته ای بیشتر نیستند!!!
که باید لگدی بهش زد
تا از مسیر نور آفتاب دور شوند و چشمان دیگری را
خیره نکنند و گول نزنند!!!
.
.
.
“دلتنگى”
حس نبودن کسی است که تمام وجودت یکباره تمنای بودنش رامیکند
دلتنگتم
.
.
.
مرا از خود رها کردی و رفتی
مرا انگه که تنها مانده بودم
ولی من باز هم هستم به یادت
اگر چه دور هستم از سرایت
.
.
.
ای دلبر دیرینه ام هر لحظه یادت می کنم
نقش رخت در سینه ام هر لحظه یادت می کنم
.
.
.
ابریشم سپید چشمانم
از یادت نخواهم برد
ایمان قلب پریشانم
از یادت نخواهم برد
.
.
.
اگر دلتنگی کم آوردی غصه نخور!
من به حای هر دویمان دلتنگتم!!!
.
.
.
تمـــام ماجرای من برای تو سه واژه شد
سه واژه جدا
مــن و …
شب و …
هـــوای تـــو…
من اگر آنقدر که به یاد تو هستم به یاد خدا بودم, آن دنیا نیمی از بهشت به نام من بود
و تو اگر اینقدر که به یاد منی به یاد خدا باشی قطعا جهنم از آن توست
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کاش میشد که نگار از عاشقی بو ببرد
دل را به شکار چشم آهو ببرد
خسته ز دلم … بگو خریدار کجاست ؟
تا قلب مرا به شرط چاقو ببرد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
معلم زبان می گوید: همه ی فعل های خواستن با
to
می آیند ..
من … بی تو … هیچ فعلی را نمی خواهم