دلم از فراق خون شد چه گویم از جدایی
نظری به من نداری به طریق آشنایی
همه شب به یاد رویت بفشانم اشک حسرت
به امید آن که آبی به برم به دل ربایی
من بی تو را چه سازم ؟ که چنین اسیر یارم
نه رها کنی ز بندم نه کشی ز بینوایی
.
.
.
.
منو ببخش که درخشیدی و من چشمامو بستم
منو بخشیدی و من چشمامو بستم
تو به پای من نشستی و جدا از تو نشستم
که نیاوردی به روم هر جا دلت رو می شکستم
.
.
.
.
چه تو قصه چه حقیقت ، یکی بود یکی نبود
این جدایی های مبهم کار دنیای حسود بود
آخر حکایت عشق ، نرسید کلاغ به خونه
شده این پایان کهنه واسه دنیا یه بهونه
.
.
.
.
خواهم ز خدا که بی وفایم نکند
غرق گناهم ولی رهایم نکند !
یک خواسته دارم ز خدای متعال
در هر دو جهان از تو جدایم نکند
ای که از اول جاده به سکوت شدی گرفتار
منو از خاطره کم کن ٬ تا ابد خدا نگهدار
زندگی جیره ی مختصریست ، مثل یک فنجان چای و کنارش عشق است ، مثل یک حبه قند ، زندگی را با عشق نوش جان باید کرد
………
جهان چیزی شبیه موهای توست ، سیاه و سرکش و پیچیده ، خیال کن چه بی بختم من ! که به نسیمی حتی جهانم آشوب می شود
……..
مثل فرشته ها شده ای احتیاط کن / زیبا و با صفا شده ای احتیاط کن / چندیست که احساس می کنم / عزیزتر از جان ما شده ای ، احتیاط کن
………
سرخ شد آیینه از هرم نگاه من و تو / بهتر از عشق کسی نیست پناه من و تو / هنر عاشقی امروز پسند همه نیست / که محبت شده اینگونه گناه من و تو
………
نگاه تو سیب است و من نیوتنی بیچاره ، بی خواب از کشف جاذبه
…….
منو ببخش که بی خبر تو خلوتت پا میزارم / مقصرش دلتنگیه ، من که گناهی ندارم
…….
کوتاهترین فاصله ها برای گفتن دوستت دارم یه لبخنده ، یه دنیا لبخند برای تو
…….
تسبیح نیستم اما نفسم را به شماره انداخته است شوق دستان تو
…….
تو با من باش و بگذار عالمی از من جدا گردد / چو یک دم با تو بنشینم ، دل از هر غم رها گردد
……..
دردم از دیدار توست / دل فقط بیمار توست / شادی عشق و امید / هدیه ی چشمان توست